پیشینه تحقیق و مبانی نظری تعارضات زناشویی

پیشینه تحقیق و مبانی نظری تعارضات زناشویی

تعارضات زناشویی

تعارض عبارت است از عدم توافق و مخالفت دو فرد با يكديگر، ناسازگاري و نظرات و اهداف و رفتاري كه در جهت مخالفت با ديگري صورت مي‌گيرد و همچنين ستيزه‌اي بين افراد در اثر منافع ناهمسو و اختلاف اهداف و ادراكات مختلف به وجود می آید (رابينز[۱]، ۱۹۹۸، كبيري، ۱۳۸۴). کنش و واکنش دو فرد که قادر نیستند منظورخود را تفهیم نمایند، تعارض یا تنازع نامیده می‏شود (وایل[۲]، ۲۰۱۷).  وجود تعارض زناشویی ناشی از واکنش نسبت به تفاوت های فردی است و گاهی اوقات، آن قدر شدت می یابد که احساس خشم، خشونت، کینه، نفرت، حسادت و سوء رفتار کلامی و فیزیکی در روابط زوجین حاکم می شود و به شکل حالات تخریب گر و ویران گر بروز می کند (یونگ و لانگ، ۱۹۹۸).

 

از دیدگاه كاهن[۳] (۱۹۹۶) و به نقل از ماركمن[۴] (۱۹۹۸) هرجا عدم توافق، تفاوت يا ناسازگاري بين همسران وجود داشته باشد تعارض به وجود مي‌آيد. فاورز و السون[۵] (۱۹۹۷) نيز زوجين متعارض را ناراضي از عادات و شخصيت همسر و داراي مشكل ارتباطي در حوزه‌هاي گوناگون مي‌دانند .از نظر گلاسر[۶] (۲۰۱۶؛ به نقل از قربانی، ۱۳۸۴) تعارض زناشویی ناشی از ناهماهنگی زن و شوهر در نوع نیازها و روش ارضای آن، خود محوری، اختلاف در خواسته ها، طرحواره های رفتاری و رفتار غیر مسؤولانه نسبت به ارتباطات زناشویی و ازدواج است (شارف[۷]، ۱۹۹۶، گلاسر، ۲۰۱۶، فرحبخش، ۱۳۸۳).

در ارتباط بين افراد، تعارض وقتي بروز مي‌كند كه فرد بين اهداف، نيازها، يا اميال شخصي خودش و اهداف، نيازها و اميال شخصي طرف مقابلش ناهمسازي و ناهمخواني مي‌بيند (پريوت و روبين[۸] ، ۱۹۹۷؛ به نقل از وانگ[۹] ، ۲۰۱۸).

از دیدگاه سکستون[۱۰] (۱۹۹۶؛ قربانی، ۱۳۸۴) تعارض هنگامی رخ می دهد که چیزی، رضایت را برای شخص فراهم کرده، در حالی که همان چیز، برای دیگری محرومیت را به دنبال آورد. رایس[۱۱] (۲۰۱۷)، دو نوع تعارض در روابط زناشویی مطرح می کند: تعارض سازنده و تعارض مخرب. در تعارض سازنده تمرکز بر حل مسأله بوده و در آن نزدیکی، احترام مثبت و اعتماد به یکدیگر وجود دارد و هیجان منفی کمتری بین زوجین وجود دارد. در تعارض مخرب زوجین، ” خود ”  همدیگر را به جای مسأله مورد حمله قرار می دهند. در این تعارض از طریق سرزنش و انتقاد، هر یک سعی دارند دیگری را تحت نفوذ خود درآورده و اظهار نظرهای بسیار منفی علیه یکدیگر به کار می برند که در این حالت ارتباط درستی بین آن ها برقرار نمی شود. در این نوع ارتباط بحث و مجادله های بیهوده و مخرب، بی اعتمادی، بی احترامی، توهین، خصومت، دشمنی و دشنام مشاهده می گردد. بنابراین می توان گفت تعارض زناشویی عبارت است از نوعی ارتباط زناشویی که در آن رفتار های خصومت آمیز مثل توهین، سرزنش، انتقاد و حمله فیزیکی وجود دارد و زوجین در آن نسبت به یکدیگر احساس کینه، نفرت و خشم داشته و هر یک عقیده دارند که “همسرش انسان نامطلوب و ناسازگاری است که موجب رنجش و عذاب او می گردد” (فرحبخش، ۱۳۸۳). از لحاظ روانی، اکثر افراد وجود تعارض در روابط زناشویی را بی نهایت تنش زا تجربه می کنند (هالفورد[۱۲]، ۲۰۱۶). پژوهش ها نشان مي‌دهد زوجين متعارض كمترين ميزان رضايت ‌مندي از ازدواج و بيشترين احتمال طلاق را نشان مي‌دهند (فاورز و السون، ۱۹۹۷). تعارض زناشویی با پدیده خشونت نیز مرتبط است. خشونت فیزیکی در بین حدود ۳۰ درصد از زوجین در ایالات متحده اتفاق می افتد و منجر به صدمات جسمی در ۱۰ درصد از زوجین می شود (فینچام، ۲۰۱۷).

بطور کلی تعارض در هر رابطه نزدیکی، اجتناب ناپذیر است. بعضی از زوجین تعارض خود را به شکل باز و مستقیم و بعضی دیگر تعارض شان را انکار و سرکوب می کنند و به شکل پنهانی بروز می دهند. تعارض به طور طبيعي در تمام زمينه‌هاي شغلي، تحصيلي، خانوادگي، ازدواج و در سطح فردي و جمعي روي مي‌دهد. روابط خانوادگي فشرده‌ترين موقعيت براي تعارضات بين فردي است. روابط عاطفي و عاشقانه زمينه را براي محک زدن جدي مهارتهاي آموخته شده براي زندگي مهيا مي‌کنند. به طورکلي، طراوت و سلامت خانواده تا اندازه‌اي به ميزان تعارض در خانواده و نوع تعارضي که تجربه مي‌کنند، بستگي دارد. تعارض مي تواند به رشد رابطه كمك كند و يا به آن آسيب برساند، اين امر بسته به اين است كه تعارض چگونه حل و فصل شود. تعارض بين اعضاي خانواده به وحدت و يگانگي آن خانواده لطمه مي زند. شدت تعارض موجب بروز نفاق، پرخاشگري و ستيزه جويي و سرانجام اضمحلال و زوال خانواده مي گردد، تعارضات در خانواده اغلب منجر به استرس مي‌شود، مي‌تواند پيش بيني كننده شروع افسردگي، اضطراب و بسياري از بيماريهاي جسمي و رواني باشد (اورهوسلر و آدامز[۱۳]، ۱۹۹۷).

 

۲-۲-۱-۳- عوامل تعارض

رفتار فردی: خصوصیات رفتاری، اخلاقی و نظام های ارزشی افراد. عواملی ازقبیل تحصیلات، سابقه کار، تجربه و آموزش، هر فرد را به صورت یک شخصیت یا مجموعه ای خاص از دیگران جدا می کند. عدم درک این خصوصیات ازسوی دیگران میتواند موجب کشمکش و بروز تعارض شود.

ساختاری: عدم توافق بر روی ساختارها، اهداف، معیارهای عملکرد، شیوه های تصمیم گیری، قوانین ومقررات و غیره.

ارتباطی: عدم درک پیام، پیچیدگی معانی پیامها، اختلاف در مجاری ارتباطی (دهقان، ۱۳۸۰).

 

۲-۲-۱-۴- زمینه های تعارضات زناشویی

در بررسی تحقیقات به عمل آمده عوامل گوناگونی به عنوان عامل زمینه ساز بروز مشکلات زناشویی به چشم می خورند که به طور اجمال عبارتند از:

تعداد زیاد فرزندان و یا نداشتن فرزند، ازدواج در سنین پایین، عدم تمکین زن و ندادن نفقه توسط شوهر، تفاوت سنی زیاد زن و شوهر، اختلاف طبقاتی و تحرک طبقاتی (مثبت و منفی)، زندانی شدن شوهر، فقر و مشکلات اقتصادی، فرزندان ازدواج قبلی، ناآشنایی یا کوتاه بودن مدت آشنایی با همسرقبل از ازدواج، ازدواج اجباری، عدم تفاهم درگذراندن اوقات فراغت، روابط نامشروع، بدبینی به همسر و عدم صداقت قبل و بعد از ازدواج، اعتیاد شوهر، بدرفتاری زن یا شوهر، بیماری یکی از زوجین، روابط با خويشاوندان، تقسيم كارهاي خانه و بچه داري، ارتباط روراستي (بخصوص در مورد احساسات منفي)، محل سكونت، دلبستگي غير جنسي طرفين به شخص ديگر، انتخاب نوع تفريحات، مقدار زمان صرف شده با يكديگر، قدرت و كنترل بر تصميم گيري هاي خانوادگي، شيوه انجام مراسم مذهبي (دهقان، ۱۳۸۰).

كانون خانواده كه بر اثر تعارض و جدال بين پدر و مادر آشفته است آثاري در دوران كودكي مي گذارد، كه چند سال بعد به صورت عصيان جواني و سركشي از مقررات اجتماعي بروز مي كند (سليمانيان، ۱۳۸۳). بررسي تبهكاري كودكان تأييد كرده است كه نفاق و ستيزه جويي ميان والدين در بروز آن نقش عمده اي دارد. نه فقط ستيزه جويي، نفاق و رفتار خشونت آميز، مفاسد خطرناكي براي كودك و جامعه به بار مي آورد، بلكه خونسردي والدين و كانون سرد و بي فروغ و خالي از محبت و مهر و نوازش آنان نيز پيامد شومي در بر خواهد داشت (برايكر و كلي، ۱۹۹۹).

 

۲-۲-۱-۵- نظریه های مربوط به مواجهه با خشونت بین والدین

۲-۲-۱-۵-۱- نظریه فشار روانی بعد از ضربه

روسمن و هو (۲۰۱۶)، توضیح می دهند مشاهده خشونت بین والدین یک واقعه ضربه زننده برای کودک می باشند، کودکی که در خانواده واجد خشونت رشد و پرورش می یابد، بمانند این است که در “نوعی منطقه جنگی” زندگی می کند. گاهی اوقات وقوع حمله بین والدین را می تواند پیش بینی کند اما گاهی اوقات نزاع به صورت غیر منتظره شروع می شود. این وضعیت باعث می شود که فرزندان احساس درماندگی و ترس داشته باشند (برنهارد، شلی، ۲۰۱۷). اختلال فشار روانی بعد از ضربه دارای چهار عامل ملاک می باشد:

عامل الف : مواجهه با واقعه ضربه زننده، کودک با حوادث تهدید کننده مواجهه می شود.

عامل ب : تجربه مجدد علائم و آثار تجدید خاطرات و تفکرات ناخوانده که اغلب شب هنگام در شب زنده داری ها رخ می دهد، ازاین رو کودک دچار کابوس های شبانه و خوابهای نامنظم می شود.

عامل ج : علائم اجتناب؛ کودک ممکن است از افکار، احساسات، و نیز مکان ها و کارهایی که یادآور واقعه هستند اجتناب نماید.

عامل د : بیش برانگیختگی؛ این عامل به پیامد های روانی مواجهه مربوط است، از جمله خواب آشفته، مشکلات تمرکز، کج خلقی، انفجار عصبانیت، وحشت زدگی و بیش حساسی. کریج (۱۹۹۹)، جهت بیان علائم اختلال فشار روانی پس از ضربه در دوران کودکی و نوجوانی، به تفاوت های رشدی توجه می کند. موقع ارزیابی تأثیرات ضربه روانی بر کودکان لازم است چندین بعد در نظر گرفته شود. این ابعاد ویژگی های فردی کودک، ماهیت اتفاق ضربه زننده و محیط اجتماعی کودک هستند که این مراحل با هم ارتباط متقابل دارند و هر کدام می تواند منبع خطر یا منبع حمایت باشند (برنهارد، شلی، ۲۰۱۷).

[۱] . Robbins

[۲] . Vial

[۳] . kahen

[۴] . markman

[۵] . faverz & elson

[۶] . Glaser

[۷] . Sharf

[۸] . Peryut & rubbin

[۹] . Vang

[۱۰] . Sexton

[۱۱] . Rice

[۱۲] . Halford

[۱۳] . Ourhusler & Adams

………………………………………

……………………………………….

……………………………………

مراحل خرید فایل دانلودی
اگر محصول را می پسندید لطفا آنرا به اشتراک بگذارید.

دیدگاهی بنویسید

چهارده − دوازده =

0